جای بسی شرمساری است که ملتی از گذشته خود ناآگاه باشد و میل و رغبتی نیز برای شناخت آن از خود نشان ندهد.این شرمساری هنگامی بیشتر نمود پیدا می کند که بدانیم آن اندک اطلاعاتی هم که از گذشته خود در اختیار داریم٬ مدیون باستان شناسان و محققان خارجی هستیم.امروزه در سراسر گیتی نام کوروش همانند ستاره ای تابناک می درخشد و باعث سربلندی و افتخار ایرانیان گردیده است.در حالی که در کشورهای دور و نزدیک تندیس این اسطوره ایرانی نصب می شود٬متاسفانه در زادگاهش حتی یک کوچه نیز به اسم او نیست.براستی چرا؟آیا کوروش مستحق آن نیست که لااقل مکانی را به نامش٬نامگذاری کنند؟آیا مقام کوروش از مقام قاتل انور سادات هم کمتر است؟آیا مقام کوروش به پای عربان بدوی هم نمی رسد؟کشوری همچون ژاپن به علت کمبود ابنیه تاریخی بناهایی با قدمت پنجاه سال را در زمره آثار باستانی قرار داده و از آنها همچون عجایب هفتگانه دنیا محافظت می کند.ما برای آثار باستانیمان چه کرده ایم؟تا به حال چه کوششی در راه شناساندن کوروش و اهداف او به مردم دیگر کشورها انجام داده ایم؟اصلا تاکنون چه کاری برای شناساندن این اسطوره به مردم خودمان انجام داده ایم؟جز دو٬سه خط درباره کوروش٬که آن هم برای رفع تکلیف است٬دیگر چه چیزی در کتاب های تاریخ مدارسمان وجود دارد؟در حالی که فیلم سازان ما به علت ازدیاد فیلم های ساخته شده در باب موضوعات مذهبی با کمبود شدید سوژه مذهبی روبرو هستند٬چرا حتی یک مستند ده دقیقه ای از زندگی کوروش ساخته نمی شود؟آیا ساختن سریالی درباره شاگرد امام جعفر صادق از ساختن سریالی درباره زندگی کوروش ارجح تر است؟مگر نه اینکه به قول مسلمانان نام کوروش در قران آمده است٬پس در نزد خداوند مقام وی کمتر از مقام امامان نباید باشد٬زیرا خداوند از وی به نیکی در قران یاد کرده است.اما متاسفانه یک صدم توجه ای که به دربانان حرم امامان می شود به کوروش نمی شود و این جفای بزرگی است در حق مردی بزرگ٬ که هر جا نامش بر زبان می آید٬ ذهن مخاطبان دچار یک بهجتی می شود و تحسین و تمجید است که شنیده می شود.می شود هم مسلمان بود و هم کوروش را دوست داشت.می شود هم امامان را ستود و هم کوروش را