|
درود بر همه ی دوست داران سرزمین
آریایی دوستان , ما در دورانی زندگی می کنیم که در سرزمین مقدس ایران، گروهی قصد تخریب تاریخ و فرهنگ پرشکوه ایران باستان را داشته و این بار با گستاخی تمام ، نوک پیکان شوم تحجر و حماقت خود را به سمت قلب تمدن بشری، پدید آورنده نخستین منشور حقوق بشر، کوروش بزرگ، هدف گرفته اند.از این رو بر آن شدیم که بار دیگر نام این بزرگمرد تاریخ بشریت را زنده کنیم. از دوستان عزیزی که قصد همراهی با سایر هموطنان را در این مسیر دارند درخواست می شود که با گذاشتن لوگوی این وبلاگ در سایت یا وبلاگ خود و نیز با بیان نظرات گرانقدر خود در این وبلاگ، از این حرکت ملی حمایت نمایند، این وبلاگ به صورت گروهی اداره می شود، شما هم در صورت تمایل می توانید با ما تماس گرفته و درخواست عضویت بکنید؛ بدیهیست که هر شخص مسئول مطالبیست که منتشر می کند. . |
منبع
ایرانیان، کوروش را پدر و یونانیان، که وی سرزمینهای ایشان را تسخیر کرده بود، او را سرور و قانونگذار مینامیدند. یهودیان این پادشاه را به منزله مسح شده توسط پروردگار بشمار میآوردند، ضمن آنکه بابلیان او را مورد تأیید مردوک میدانستند.
پارسی باستان: Kūruš
در کتیبههای عیلامی: Ku-rash
درکتیبههای بابلی: Ku-ra-ash
در زبان یونانی باستان: Κoρος
در زبان عبری: کورِش Koresh
در زبان لاتین: سیروس Cyrus؛
تاریخ نویسان باستانی از قبیل هرودوت، گزنفون و کتزیاس درباره چگونگی زایش کوروش اتفاق نظر ندارند. اگرچه هر یک سرگذشت تولد وی را به شرح خاصی نقل کردهاند، اما شرحی که آنها درباره ماجرای زایش کوروش ارائه دادهاند، بیشتر شبیه افسانه میباشد. تاریخ نویسان نامدار زمان ما همچون ویل دورانت و پرسی سایکس و حسن پیرنیا، شرح چگونگی زایش کوروش را از هرودوت برگرفتهاند؛ بنا به نوشته هرودوت، آژی دهاک شبی خواب دید که از دخترش آنقدر آب خارج شد که همدان و کشور ماد و تمام سرزمین آسیا را غرق کرد. آژی دهاک تعبیر خواب خویش را از مغها پرسش کرد. آنها گفتند از او فرزندی پدید خواهد آمد که بر ماد غلبه خواهد کرد. این موضوع سبب شد که آژی دهاک تصمیم بگیرد دخترش را به بزرگان ماد ندهد، زیرا میترسید که دامادش مدعی خطرناکی برای تخت و تاج او بشود. بنابر این آژی دهاک دختر خود را به کمبوجیه اول شاه آنشان که خراجگزار ماد بود، به زناشویی داد؛
ماندانا پس از ازدواج با کمبوجیه باردار شد و شاه این بار خواب دید که از شکم دخترش تاکی رویید که شاخ و برگهای آن تمام آسیا را پوشانید. پادشاه ماد، این بار هم از مغها تعبیر خوابش را خواست و آنها اظهار داشتند، تعبیر خوابش آن است که از دخترش ماندانا فرزندی بوجود خواهد آمد که بر آسیا چیره خواهد شد. آستیاگ بمراتب بیش از خواب اولش به هراس افتاد و از این رو دخترش را به حضور طلبید. دخترش به همدان نزد وی آمد. پادشاه ماد بر اساس خوابهایی که دیده بود از فرزند دخترش سخت وحشت داشت، پس زادهٔ دخترش را به یکی از بستگانش بنام هارپاگ، که در ضمن وزیر و سپهسالار او نیز بود، سپرد و دستور داد که کوروش را نابود کند. هارپاگ طفل را به خانه آورد و ماجرا را با همسرش در میان گذاشت؛ در پاسخ به پرسش همسرش راجع به سرنوشت کوروش، هارپاگ پاسخ داد وی دست به چنین جنایتی نخواهد آلود، چون اولاً کودک با او خوشایند است. دوم چون شاه فرزندان زیاد ندارد دخترش ممکن است جانشین او گردد، در این صورت معلوم است شهبانو با کشنده فرزندش مدارا نخواهد کرد. پس کوروش را به یکی از چوپانهای شاه به نام مهرداد (میترادات) داد و از از خواست که وی را به دستور شاه به کوهی در میان جنگل رها کند تا طعمه
ادامه ی مطلب را در این وبلاگ بخوانید
به مناسب روز كوروش، گردهمائي بزرگي روز جمعه 10 آبان 87 در محوطه پاسارگاد برگزار ميشود و از همه هموطنان علاقه مند دعوت ميگردد تا با شركت در اين مراسم، اين روز بزرگ را گرامي بدارند



