|
درود بر همه ی دوست داران سرزمین
آریایی دوستان , ما در دورانی زندگی می کنیم که در سرزمین مقدس ایران، گروهی قصد تخریب تاریخ و فرهنگ پرشکوه ایران باستان را داشته و این بار با گستاخی تمام ، نوک پیکان شوم تحجر و حماقت خود را به سمت قلب تمدن بشری، پدید آورنده نخستین منشور حقوق بشر، کوروش بزرگ، هدف گرفته اند.از این رو بر آن شدیم که بار دیگر نام این بزرگمرد تاریخ بشریت را زنده کنیم. از دوستان عزیزی که قصد همراهی با سایر هموطنان را در این مسیر دارند درخواست می شود که با گذاشتن لوگوی این وبلاگ در سایت یا وبلاگ خود و نیز با بیان نظرات گرانقدر خود در این وبلاگ، از این حرکت ملی حمایت نمایند، این وبلاگ به صورت گروهی اداره می شود، شما هم در صورت تمایل می توانید با ما تماس گرفته و درخواست عضویت بکنید؛ بدیهیست که هر شخص مسئول مطالبیست که منتشر می کند. . |
كورش كبير
( فرهنگ دهخدا ، جلد 40 ، ص 327 )
يا كورش بزرگ ، سر دودمان و موسس سلسله هخامنشي ( 529 – 559 ق . م ) پسر كمبوجيه اول يا كمبوجيه دوم . در برخي از مآخذ او را كورش دوم و در برخي كورش سوم ناميده اند . وي بر آخرين پادشاه ماد موسوم به ايشتو ويگو يا آسيتاژ خروج كرد و پادشاهي را از قوم ماد به قوم پارسي منتقل ساخت و ارمنستان را مطيع كرد و با بابليان جنگيد و لوديه ( ليدي ) را مسخر ساخت و كرزوس پادشاه لوديه را پس از اسارت مورد عفو قرار داد و فريگيا را ضميمه ايران كرد . كورش يهودياني را كه در بابل اسير بودند آزاد كرد و اجازه بازگشت به بيت المقدس داد .
از طرف شمال شرقي تا رود سيحون ( سير دريا ) پيش رفت و در كنار آن رود ، شهري به اسم خود بنا كرد و از سوي مشرق و جنوب تا رود سند پيش تاخت . وي در جنگ با يكي از قبايل سكايي در شمال ايران زخم برداشت و كشته شد ، و به قولي ديگر در پارس به مرگ طبيعي در گذشت . آرامگاه وي در مشهد مرغاب ( فارس ) است .
كورش در ميان مردان قديمي عهد قديم ، يكي از رجال كم نظيري است كه نامشان در اذهان ملل عهدهاي مختلف باقي مانده است . حتي مي توان گفت كه از اين حيث او يكي از سه شخصيتي است كه به ترتيب تاريخ اسمشان ذكر مي شود : كورش ، اسكندر و قيصر ( ژول سزار ) . اشتهار او در ميان ملل جهان چند جهت دارد :
نخست آنكه پيامبران بني اسرائيل او را بسيار ستوده اند و پيروان مذاهبي كه تورات را مقدس مي دانند ، از كودكي و از راه كتابهاي مذهبي خود با نام كورش مانوس مي شوند و او را محترم مي شمارند . ديگر آنكه كورش را مورخان عهد قديم و جديد به اتفاق باني دولتي مي دانند كه از حيث وسعت بي سابقه بود و از سيحون تا درياي مغرب و بحر احمر امتداد داشت . اما اگر به ديده انصاف بنگريم بايد بگوييم كه شهرت و عظمت كورش از فتوحات او نيست ، زيرا قبل از او بابل و آشور پادشاهان عظيم الشان و جهانگيران نامي داشتند . اهميت و شهرت جهانگير كورش از طرز سلوك و رفتاري است كه وي با ملل مغلوب داشت و چنين رفتار دادگرانه اي در مشرق زمين بي سابقه بوده است . وي سياست ظالمانه پادشاهان سابق و به خصوص سلاطين آشور را به سياست رافت و مدارا تبديل كرد . ديگر آنكه در فتوحات كورش نه تنها پادشاهان و شاهزادگان مغلوب كشته نمي شدند بلكه از خواص و ملتزمان او مي گرديدند ( مانند كرزوش و تيگران ) . همچنين در شهرهاي تسخير شده كشتار نمي شد و مقدسات ملل محترم و محفوظ ماند .كورش در بيانه ها و فرمان هاي خود از مقدسات ملل با احترام و تكريم نام مي برد . آنچه را از ملل مغلوب ربوده اند ، پس مي دهد و از جمله بر طبق مندرجات تورات پنج هزار و چهارصد ظرف طلا و نقره به بني اسرائيل رد مي كند ، معابد ملل مغلوب را تعمير و تزئين مي نمايد ( مانند معبد اسهيل و ازيدا در بابل ، و امر به بناي معبدي بزرگ در بيت المقدس ) . پس از كشته شدن بلتشصر – پسر پادشاه بابل – به حكم كورش ، دربار پارس و همه سپاهيان ايران عزادار مي شوند . در لوديا ( ليدي ) كورش از ميان مردم آنجا يك تن را والي مي كند . شهر صيدا را كه به دست " بخت نصر" پست و ذليل شده بود ، به دست كورش آباد و ارجمند مي گردد .
از داوريهاي مورخان و مدلول اسناد و مدارك تاريخي چنين بر مي آيد كه كورش سرداري دلير و كاردان و سياستمداري بزرگ و مهربان بود . اراده قوي و عزمي راسخ داشت . جزمش كمتر از عزمش نبود زيرا كه بيشتر به عقل متوسل مي شد تا به شمشير . سلوك كورش با مردم مغلوب ، دوره اي جديد در تاريخ مشرق زمين قديم گشود كه تا حمله اسكندر به ايران ادامه يافت و آن را از دوره هاي پيش متمايز ساخت . ( از حاشيه برهان مصحح دكتر معين ذيل كورش ) . در مهر ماه 1350 بمناسبت دو هزار و پانصدمين سال بنيان گذاري شاهنشاهي ايران جشن هاي باشكوهي در سراسر كشور ايران و ساير ممالك جهان منعقد گرديد و از طرف دولت ايران از پادشاهان و رؤساي جمهوري و شخصيتهاي سياسي و علمي جهان دعوت بعمل آمد و در آرامگاه كورش بزرگ و تخت جمشيد مراسم و جشن هاي بزرگ و باشكوهي ترتيب داده شد و چنانكه شايسته مقام شامخ و عظمت اين شاهنشاه بزرگ بود از وي ستايش به عمل آمد . ...
برگرفته از : فرهنگ پنجاه جلدي علي اكبر دهخدا
توضيح : خطوط پر رنگ از سوي وبنگار براي تاكيد بر مطلب است و در متن اصلي موجود نمي باشد .


